..................خداییش نظر تو چیه؟......................
نمی دونم این چه عادت بدیه که ما ایرانی ها داریم.
تا یه چیز میشه پای تمدن چند هزار ساله و کوروش و
داریوش و تخت جمشیدو وسط می کشیم.
سریع یاد رستم و سهراب و فردوسی می افتیم.
از ابو علی سینا میگیم و مولانا و...................
....بقیه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
طبقه بندی: دیگر، ***مطلب ویژه***،

بوی باران بوی سبزه بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفــتـاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه ی رنگین نمی پوشی به کام
باده ی رنگین نمی نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی ست
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
عید همگان مبارک
نوروز 1391 بر همگان مبارک
سهراب : گفتی چشمها را باید
شست ! شستم
ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم
ولی..... گفتی زبر باران باید رفت! رفتم
ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را و نه نگاه دیگرم را
هیچکدام را ندید
فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت :
دیوانه ی باران ندیده
طبقه بندی: عاشقانه،


















